« عارفانه »

« عارفانه »

» ............ بسم الله الرحمن الرحیم ............ «
»................... لا اله الّا الله .................... «
» .................. لا اله الّا هو .................... «
» ................ إن الحکم الا لله .................. «
» ............. انا لله و انا الیه راجعون .............. «
» ............. و هو معکم أینما کنتم .............. «
» ............ ما شاء الله لا قوّة الّا بالله ............ «
» ........... کل شیء هالک الّا وجهه ............ «
» ........... قل هو الله احد الله الصمد ............ «
» ........... الله نور السموات و الارض ............ «
» .......... کان الله بکلّ شیء محیطا ............. «
» ......... و ما تشاؤون إلا أَن یشاء الله ........... «
» ........ و نحن اقرب الیه من حبل الورید ......... «
» ....... و إن من شیء الا یسبّح بحمده ......... «
» ....... أنطقنا الله الذی أنطق کلّ شیء ......... «
» ...... لمن الملک الیوم لله الواحد القهار ........ «
» ..... و ما رمیت إذ رمیت و لکن الله رمی ........ «
» ..... هو الأوّل و الآخر و الظّاهر و الباطن ........ «
» .... واعلموا أنّ الله یحول بین المرء و قلبه ...... «
» ... و نحن اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون ..... «
» .. ما یکون من نجوی...الا هو معهم أینما کانوا .. «
» و لله المشرق والمغرب فأینما تولّوا فثم وجه الله «
»ولله یسجد من فی السماوات والارض طوعا وکرها
»کل من علیهافان ویبقی وجه ربک ذولجلال والاکرام
-:-:-:-:-:-:-:-:-
هدف از این وبلاگ، اشتیاق نفوس مستعده به حقایق عرفانی و سیر و سلوک عملی و لقاء الله می باشد.
استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است.
یا حق

« « اخبار فلسفی و عرفانی » »
بایگانی
آخرین نظرات دوستان
سایتها و وبلاگهای فلسفی و عرفانی

حرف حساب و انصاف

سه شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۴، ۰۸:۳۹ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 آنچه در ادامه می آید، حرف حسابی است از مرحوم ملا محسن فیض کاشانی در رساله ی الانصاف، خطاب به کسانی که چسبیده اند به علوم رسمی و حصولی، و علم عاشقی و ایمان و تهذیب و مراقبه را از یاد برده اند:

« همانا این قوم گمان کرده‏ اند که بعضى از علوم دینیّه هست که در قرآن و حدیث یافت نمى‏ شود و از کتب فلاسفه یا متصوّفه مى‏ توان دانست، از پى آن باید رفت. مسکینان نمى‏ دانند که خلل و قصور نه از جهت حدیث و قرآن است، بلکه خلل در فهم و قصور در درجه ایمان ایشان است.

قال اللَّهُ سُبحانه: «وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمِینَ»، إلى‏ غیر ذلک مِمّا فی مَعناه.

و هرگاه خلل و قصور در فهم و ایمان ایشان باشد، مطالعه کتب فلاسفه و متصوّفه نیز سودى نخواهد داد، چرا که آن را نیز کما هو حَقُّه نخواهند فهمید.

گر جهان را پر دُرِ مکنون کنم‏  /  روزىِ تو چون نباشد چون کنم؟

اى کوته آستینان تا کى دراز دستى؟

باید بدانند که اگر به آسمان رفته ‏اند، زیاده از قدر حوصله و درجه ایمان خویش نمى‏ توانند فهمید، اگر توانند به تقویت ایمان، حوصله را وسیع‏تر گردانند، شاید به بالاتر توانند رسید لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ، و إلّا هر چند در این قسم مطالب بیشتر خوض کنند، گمراه‏تر گردند مِنْ حَیْثُ لا یَشْعُرُونَ. نَعُوذُ باللَّه من الضَّلالِ بَعدَ الْهُدى‏!

نکته‏ ها چون تیغ فولاد است تیز  /  چون ندارى تو سپر واپس گریز

پیش این فولاد بى‏ اسپر میا  /  کز بریدن تیغ را نبوَد حیا

قال مولانا الباقر علیه السلام‏: «إنَّ اللَّهَ الْحَلیم الْعَلیم، إِنَّما غَضَبُهُ عَلى مَنْ لَمْ یَقْبَلْ مِنْهُ رِضاه، وَ إِنَّما یَمْنَعُ مَنْ لَمْ یَقْبَلْ مِنْهُ عَطا[ءَ]هُ، وَ إِنَّما یُضِلُّ مَنْ لَمْ یَقْبَلْ مِنْهُ هُداهُ».

هرچه هست از قامتِ ناسازِ بى‏ اندام ماست‏  /  ورنه تشریف تو بر بالاى کس کوتاه نیست

اى برادر، سعى کن تا ایمان و یقینت از راه زهد و تقوا قوى‏ تر گردد تا علم و حکمتت بیفزاید، «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ» و الّا زیاده سرى مکن و پا از گلیم خویش بیشتر مکش،

«رَحِمَ اللَّهُ امْرَئً عَرَفَ قَدْرَهُ وَ لَمْ یَتَعَدَّ طَوْرَهُ»،

چو مستعدّ نظر نیستى وصال مجوى  /  که جام جم نکند سود وقت بى‏بصرى

رحمت ایزدى بر آن کس باد  /  که عنان در کف جنون ننهد

قدر خود را بداند و هرگز  /  قدم از حدّ خود برون ننهد  »

 

یا حق

نظرات  (۲)

  • فقیه الفلاسفه و فیلسوف الفقهاء
  • دکتر دینانی در بررسی ارا ایت الله جوادی املی: ایشان فقیه الفلاسفه و فیلسوف الفقهاء است

    فقیه الفلاسفه و فیلسوف الفقهاء، فحش علمایی است!
    کلماتی هستند که چه بسا عده ای آنها را خوب می پندارند و با آنها برخی علما را می ستایند و از بد بودن آن عبارات مطلع نیستند. یکی از آن القاب که برخی علما را با آن می ستایند " فقیه الفلاسفه و فیلسوف الفقهاء" است. در حالی که این عنوان فحش علمایی و آخوندی است چون "فقیه الفلاسفه" یعنی اینکه وی در بین فقها، فقیه نیست بلکه در بین فلاسفه، فقیه است و "فیلسوف الفقها" یعنی در بین فلاسفه، فیلسوف نیست بلکه در بین فقها، فیلسوف است. این تعبیر، فحش علمایی است.

    منبع: دروس اسفار علامه حسن زاده آملی ( نقل به مضمون)
    پاسخ:
    سلام منظور استاد دینانی واضح است که مدح است و لا غبار علیه.
    درست مثل دعای عوام که میگویند خدا شفا بدهد (شفا، به فتح شین- بمعنای مرگ) که شاید دعای بععضی از این عوام مخلص، گیراتر باشد از صد تا دعای بعضی خواص مدعی که کلمه "شفا" را درست تلفظ میکنند.
    یا حق
  • ملتمس دعا
  • می ترسم وقتی خودم بیام که دیر شده...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">