« عارفانه »

« عارفانه »

» ............ بسم الله الرحمن الرحیم ............ «
»................... لا اله الّا الله .................... «
» .................. لا اله الّا هو .................... «
» ................ إن الحکم الا لله .................. «
» ............. انا لله و انا الیه راجعون .............. «
» ............. و هو معکم أینما کنتم .............. «
» ............ ما شاء الله لا قوّة الّا بالله ............ «
» ........... کل شیء هالک الّا وجهه ............ «
» ........... قل هو الله احد الله الصمد ............ «
» ........... الله نور السموات و الارض ............ «
» .......... کان الله بکلّ شیء محیطا ............. «
» ......... و ما تشاؤون إلا أَن یشاء الله ........... «
» ........ و نحن اقرب الیه من حبل الورید ......... «
» ....... و إن من شیء الا یسبّح بحمده ......... «
» ....... أنطقنا الله الذی أنطق کلّ شیء ......... «
» ...... لمن الملک الیوم لله الواحد القهار ........ «
» ..... و ما رمیت إذ رمیت و لکن الله رمی ........ «
» ..... هو الأوّل و الآخر و الظّاهر و الباطن ........ «
» .... واعلموا أنّ الله یحول بین المرء و قلبه ...... «
» ... و نحن اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون ..... «
» .. ما یکون من نجوی...الا هو معهم أینما کانوا .. «
» و لله المشرق والمغرب فأینما تولّوا فثم وجه الله «
»ولله یسجد من فی السماوات والارض طوعا وکرها
»کل من علیهافان ویبقی وجه ربک ذولجلال والاکرام
-:-:-:-:-:-:-:-:-
هدف از این وبلاگ، اشتیاق نفوس مستعده به حقایق عرفانی و سیر و سلوک عملی و لقاء الله می باشد.
استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است.
یا حق

« « اخبار فلسفی و عرفانی » »
بایگانی
آخرین نظرات دوستان
سایتها و وبلاگهای فلسفی و عرفانی

بسم الله الرحمن الرحیم

اصلاً فکر نمی‌کردند که یک چنین خبری هست، به ذهن کسی نمی‌آید که انسان چطور سوخت و سوز دارد که خود انسان گر می‌گیرد: ﴿وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَکانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً﴾؛ خود انسان گر بگیرد و بشود هیزم نسوز، این دیگر فرض ندارد! ما درخت نسوز را نشنیدیم، فرمود درختی که است که آب آن آتش است: ﴿إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فی أَصْلِ الْجَحیمِ﴾؛ کسی شنید که درخت را با آتش آبیاری کنند؟! فرمود: بله، ما داریم؛ یعنی درختی است که با آتش آبیاری می‌شود... خود انسان هم می‌شود هیزم نسوز؛ هیزم دنیا می‌سوزد و خاکستر می‌شود و بساط آن جمع می‌شود، اما اینکه نمی‌سوزد، یک چنین چیزی است ﴿لَقَدْ کُنْتَ فی غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدیدٌ﴾ این ‌طور است؛ بعد فرمود: ﴿وَ بَدا لَهُمْ سَیِّئاتُ ما کَسَبُوا وَ حاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ﴾.

خود عمل است که دامنگیر انسان می‌شود ...این چیزها را آدم خیال نمی‌کند باور نمی‌کند؛ یعنی درک نمی‌کند؛ چگونه مثلاً کاری که انسان انجام داد دامنگیر میشود... حالا اسرار قیامت چیزهایی است که به ذهن ما نمی‌آید، اما آنکه به ذهن می‌آید و از آیات استفاده می‌شود این است که این جهنم را می‌آورند، این جهنم منقول است، آن جهنم غیر منقول چیست را ما نرفتیم و امیدواریم کسی نرود و نبیند؛ ولی فرمود ما جهنم را می‌آوریم ﴿وَ جی‏ءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ﴾ در ذیل آن آیه این روایات هست که فرشته‌هایی هستند با غل و زنجیر جهنم را می‌آورند، این جهنم را می‌آورند یعنی چه؟ جهنم چیست؟ جهنم کیست؟ این جهنم طوری است که وقتی تبهکار را از دور دید به فاصله چند فرسخ نعره می‌زند: ﴿إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَکانٍ بَعیدٍ سَمِعُوا لَها تَغَیُّظاً وَ زَفیراً﴾ یعنی آتش جهنم وقتی ببیند تبهکار را دارند می‌آورند از دور نعره می‌زند؛ آخر ما تا چه وقت اینها را حمل بر مجاز کنیم؟! تا چه وقت بگوییم این تشبیه است؟! اگر وضع قیامت برای ما روشن شده باشد، می‌گوییم بله اینها تشبیه است و مجاز؛ اما وقتی که روشن نیست؛ چرا اینها را بگوییم مجاز است.
... (آوردن جهنم یعنی) انسان جهنمی را می‌آورند، خود این (شخص) جهنم است ...یعنی ما دیگر از جنگل هیزم نمی آوریم، خود این ظالم گُر می‌گیرد، خودش هیزم جهنم است ...اگر خودش هیزم جهنم بود، خودش می‌شود یک نحو جهنم، اینها را می‌آورند ﴿خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ٭ ثُمَّ الْجَحیمَ صَلُّوهُ﴾.

... کسی که آبروی دیگران را برد، «علی رئوس الاشهاد» باید مفتضح شود. اگر کسی سعی کرد آبروریزی نکند و تا آنجا که ممکن بود حیثیت دیگران را حفظ کرد؛ ولی خودش مشکلی داشت، در قیامت ذات اقدس الهی طرزی با او معامله می‌کند که احدی باخبر نیست. ...ذات پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در معاد عرض می‌کند که خدایا اعمال امت مرا در حضور دیگران بررسی نکن! فقط با حضور خودم باشد! که دیگران مثلاً خوشحال نشوند و ما شرمنده نشویم. پاسخ ذات اقدس الهی به پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) این است که من درباره بعضی از امت تو طرزی رفتار می‌کنم که تو هم باخبر نباشی! نمی‌گذارم آنها پیش تو هم شرمنده بشوند (بغض استاد). در دعای نورانی کمیل هم هست که خدا نمی‌گذارد مؤمنی که آبروی دیگران را حفظ کرده حتی پیش فرشته‌ها خجل بشود: «و کنت انت الرقیب علیهم و الشاهد لما خفی عنهم و برحمتک سترته»  ...کسی که آبروی دیگران را حفظ کند، هتاکی نکند، مشکل دیگران را حل کند، آبروی دیگران را حفظ بکند، اگر یک وقتی پایش لغزید، ذات اقدس الهی در قیامت طرزی با او رفتار می‌کند که اجازه نمی‌دهد خودِ پیغمبر او هم ببیند. امیدواریم همه ما مشمول شفاعت اهل بیت باشیم.
«و الحمد لله رب العالمین»

آیت الله جوادی آملی/ تفسیر سوره زمر/ جلسه 37/ با تلخیص و اندکی تصرف در متن

یا حق

  • رسوای غفلت

نظرات  (۲)

سلام
آیت الله جوادی که در مسجد اعظم قم درس تفسیر میگویند(تفسیر ترتیبی) از کی این کار رو شروع کردند به سایتشون اسرا رفتم اولین جلسه که شروع سوره حمد بود تاریخش رو ننوشته بود کی بود؟
پاسخ:
سلام علیکم تا اونجا که یادمه از حدود سال 1360 به بعد
  • بانوی صبر و امید
  • اللهم صل علی محمدو آل محمد و عجل فرجهم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">