« عارفانه »

« عارفانه »

» ............ بسم الله الرحمن الرحیم ............ «
»................... لا اله الّا الله .................... «
» .................. لا اله الّا هو .................... «
» ................ إن الحکم الا لله .................. «
» ............. انا لله و انا الیه راجعون .............. «
» ............. و هو معکم أینما کنتم .............. «
» ............ ما شاء الله لا قوّة الّا بالله ............ «
» ........... کل شیء هالک الّا وجهه ............ «
» ........... قل هو الله احد الله الصمد ............ «
» ........... الله نور السموات و الارض ............ «
» .......... کان الله بکلّ شیء محیطا ............. «
» ......... و ما تشاؤون إلا أَن یشاء الله ........... «
» ........ و نحن اقرب الیه من حبل الورید ......... «
» ....... و إن من شیء الا یسبّح بحمده ......... «
» ....... أنطقنا الله الذی أنطق کلّ شیء ......... «
» ...... لمن الملک الیوم لله الواحد القهار ........ «
» ..... و ما رمیت إذ رمیت و لکن الله رمی ........ «
» ..... هو الأوّل و الآخر و الظّاهر و الباطن ........ «
» .... واعلموا أنّ الله یحول بین المرء و قلبه ...... «
» ... و نحن اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون ..... «
» .. ما یکون من نجوی...الا هو معهم أینما کانوا .. «
» و لله المشرق والمغرب فأینما تولّوا فثم وجه الله «
»ولله یسجد من فی السماوات والارض طوعا وکرها
»کل من علیهافان ویبقی وجه ربک ذولجلال والاکرام
-:-:-:-:-:-:-:-:-
هدف از این وبلاگ، اشتیاق نفوس مستعده به حقایق عرفانی و سیر و سلوک عملی و لقاء الله می باشد.
استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است.
یا حق

« « اخبار فلسفی و عرفانی » »
بایگانی
آخرین نظرات دوستان
سایتها و وبلاگهای فلسفی و عرفانی
بسم الله الرحمن الرحیم

عن أبی عبد اللّه، علیه السّلام، قال إنّ فی کتاب علىّ، علیه السّلام: أنّ أشدّ النّاس بلاء النّبیّون، ثمّ الوصیّون، ثمّ الأمثل فالأمثل. و إنّما یبتلى المؤمن على قدر أعماله الحسنة، فمن صحّ دینه و حسن عمله، اشتدّ بلاؤه. و ذلک أنّ اللّه تعالى لم یجعل الدّنیا ثوابا لمؤمن و لا عقوبة لکافر. و من سخف دینه و ضعف عقله قلّ بلاؤه. و إنّ البلاء أسرع إلى المؤمن التّقىّ من المطر إلى قرار الأرض.

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

علامه عارف کبیر حسن حسن زاده آملی:

بسى روز و بسى ماه و بسى سال  ***   گذشته از من برگشته اقبال

چه بگذشت و چه بگذشت و چه بگذشت  ***  بیا مى پرس از کوه و در و دشت 

بیا مى پرس از کوه گل اندام  ***  چه بر ما مى گذشت از بام تا شام 

بیا مى پرس از کوه دماوند  ***  چه کرده با من الطاف خداوند 

بیا مى پرس هم از کوه مازش  ***  بیا مى پرس از رود هَرازش 

بیا مى پرس هم از رود آلش  ***  بگو با تو حسن چون بود حالش 

بیا مى پرس از دریا و بیشه  ***  ز دیه اهلم و دیه تمیشه 

بیا مى پرس از شهر و دیارم  ***  بیا مى پرس از اسک و زیارم 

بنالم از زیارم از زیارم  ***  ز نیش مار با دست یسارم 

چه گویم از زیار و زهر مارش  ***  که در انگشت دستم برده کارش 

جوانى کمتر از سن مُراهِق  ***  گزیده بنصرم را مار مارق 

ز زهرش آن چنان بى تاب گشتم  ***  که گویى ، گویى از سیماب گشتم 

چو مشکى از ها آکنده ، گشتم  ***  بسى مردم دوباره زنده گشتم 

ز سوز زهر و از آماس اندام  ***  نه در شب خواب و نه در روز آرام 

نه مامم بر سرم بود و نه بابم  ***  پرستارم که بوده ؟ پیچ و تابم 

زحیّه از حیاتم دست شستم  ***  شگفتا که حیات تازه جستم 

ز لطف حق دوباره زنده گشتم  ***  چو خورشید فلک تابنده گشتم 

بیا مى پرس از لیل و نهارم  ***  شتاء و صیف و پائیز و بهارم 

بیا مى پرس از ایران بى نون  ***  ازین مولد این یونس ذوالنّون 

بیا از ماه و از استاره مى پرس  ***  ز شبهاى من بیچاره مى پرس 

بیا مى پرس هم از صبح صادق  ***  که ما را بود یک یار موافق 

به تقدیر یگانه داور من  ***  ز خردى مادرم رفت از سر من 

پس از چندى پدر هم شد روانه  ***  سوى خلد برین جاودانه 

چه گویم ز آنچه آمد بر سر من  ***  پس از فقدان آن دو گوهر من 

نمودم اندکى از خود حکایت  ***  مپندارى که مى باشد شکایت 

چه باشد مشربم یعقوبى اى دوست  ***  که نیش و نوش آن هر دو چه نیکوست 

مر آن مشرب مرا آورده در راه  ***  که أشکوا بثّى و حزنى الى الله 

ز مردم تا گران جانى بدیدم  ***  به القاءات سبّوحى رسیدم 

هر آن زخمى که دیدم از زمانه  ***  براى فیض حق بودى بهانه 

ز ادبار و ز اقبال خلایق  ***  ندیدم جز محبت هاى خالق 

هر آن چیزى تو را کز آن گزند است  ***  براى اهل دل آن دلپسند است 

بَدان را هست بر ما حق بسیار  ***  چو حق مردم پاکیزه کردار 

بسى در جزر و مد روزگارم  ***  بَدان را دیده ام آموزگارم 

مرا استاد کامل کرد آگاه  ***  که التوحید أن تنسى سوى الله

کلمه 227/ هزار و یک کلمه

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.

عارف کبیر امام روح الله خمینی کبیر در شرح حدیث پانزدهم از چهل حدیث، مهمترین فایده بلایا را قطع محبت از شجرۀ خبیثۀ دنیا و اهل دنیا، و خروج از بیت مظلم نفس و خودخواهی میدانند. و در شرح حدیث سی و هفتم، ضرورت خروج از بیت مظلم "حب نفس" (که حب دنیا نیز هست) را اینچنین عارفانه بیان میکنند:

« اوّل شرط تحقق سیر إلى اللّه، خروج از بیت مظلم نفس و خودى و خود خواهى است، چنانچه در سفر حسّى عینى تا انسان به منزل و جایگاه خویش است، هر چه گمان مسافرت کند بگوید من مسافرم، مسافرت تحقق پیدا نکند. مسافرت شرعى [تحقق پیدا نکند] مگر به خروج از منزل و اختفاى آثار بلد، همین طور این سفر عرفانى إلى اللّه و مهاجرت شهودى تحقق پیدا نکند مگر به خروج از بیت مظلم نفس و اختفاى آثار آن. تا جدران تعینات و دعوت اذان کثرت در کار است، انسان مسافر نیست، گمان مسافرت است و دعوى سیر و سلوک است! قال تعالى: وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إلَى اللَّه وَ رَسولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّه‏. »

(نکته تکمیلی: بهترین کتاب ها در اخلاق، شرح چهل حدیث و شرح جنود عقل و جهل از امام قدس سره است و قابل مقایسه با دیگر کتب اخلاقی نیست. تا جوانید حتما غنیمت بشمارید! همچنین کتاب آداب الصلوة امام ره نیز بسیار عالی و تاثیر گذار است. از دست ندهید)

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

کلیک کنید: مرحوم حداد در اثر تحمل ناسزاهای مادر زن به مقام تجرد روح رسید

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

و آخر دعویهم أن الحمد لله رب العالمین .....

  • رسوای غفلت

نظرات  (۴)

  • تبادل لینک رایگان
  • تبادل لینک رایگان 3 طرفه جهت افزایش بازدید
    http://link.elinachat.com/
    برادر گرامی سلام علیکم
    با مطلب«اشارات زیرکانه ملای رومی(رض)» در خدمتیم.
    با عناوینی چون:
    منظور از مروزی و رازی در کلام مولانا کیست؟
    پلورالیزم و مولانا
    ما را از نظراتتان محروم نفرمایید.
    التماس دعا
    سلام
    قسمت جدید مستند نسل پاک قرارداده شده است
    سلام
    سه مطلب مهم و جدید در وبلاگ ابن عربی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">